اظهارات زیر به نظرم خیلی جالبه ![]()
زنها هرگز نمي گويند تو را دوست دارم
ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري
بدان كه درون آنها جاي گرفته اي .
(روشفوكو)
ارادتمند
آبان
بهترین ها را اینجا بخوانید !
اظهارات زیر به نظرم خیلی جالبه ![]()
زنها هرگز نمي گويند تو را دوست دارم
ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري
بدان كه درون آنها جاي گرفته اي .
(روشفوكو)
ارادتمند
آبان
آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد ، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند .
ارادتمند
آبان



برای دسترسی به اطلاعات و تصاویر بیشتر به بخش آرشیو موضوعی ، قسمت آذربایجان ، مراجعه کنید ![]()
ارادتمند
آبان
وقتي در زندگي به يک در بزرگ که رویش قفلی بزرگ بود رسيديد ، نترسید و نااميد نشوید ، چون اگر قرار بود در باز نشود ، جایش ديوار مي گذاشتند !
ارادتمند
آبان
اگر شخصي باعث رنجش شما مي شود به اين دليل است كه خود در اعماق وجود خود رنج مي كشد و رنج او لبريز مي شود بنابراين او مستحق مجازات نيست بلكه نيازمند كمك است اين همان پيام او براي شماست !
( البته بعضی ها نیاز به روان درمانی اساسی دارند ، هیچ جوری هم نمیشه کمکشون کرد ! شاید خودشون نمیخوان تغییر کنن ! توصیه می کنم تا میتوانید از چنین افرادی دوری کنید ! )
ارادتمند
آبان
عید باستانی نوروز رو صمیمانه تبریک میگم . امیدوارم بهترین وقایع در انتظار شما باشه ![]()
![]()
بنده به علت مسافرتی که در پیش دارم شاید تا اواسط فروردین قادر به ، به روز رسانی وبلاگ نباشم . به مناسبت مراسم عروسی برادرم ، عکس زیر رو به اضافه ی موسیقی مناسبتی (!) وبلاگ ، به شما تقدیم میکنم تا در شادی ما سهیم باشید :

ایام به کام
ارادتمند
آبان
![]()
![]()
به نام خدا
در فولكور آئيني آذربايجان احوال و روحيات مردم اين ديار به طرز بسيار لطيفي ترنم ميشود. غم، شادي، هجران، وصال، اتحاد و يگانگي، جوانمردي و قهرماني همه و همه در اين گنجينه موزيكال متجلي است، كه در اين ميان حركات آئيني كه قدمتي به درازاي تاريخ دارد، به فراخور موقعيتها در آداب و رسوم و مراسم اين خطه از ايران زمين متبلور شده است.
1- هنر آئيني ياللي يكي از قديميترين و باستانيترين حركات آئيني ايرانيان است. اين هنر دسته جمعي در جشنهاي سنتي و مراسم عرفاني و حماسي آذربايجان با سازهايي متشكل از سورنا و ناغاره اجرا ميشده كه از پنج نفر تا صد نفر در آن دست به دست هم به اجرا ميپرداختند و گرفته شده از لحظههاي شكار دسته جمعي مي باشد.
2- در حركات آئيني اوتلار، موسيقي اين نواي وحدت ازلي كالبدي تازه در روح خسته و وازده انسان ميدهد، انسان حركت را آغاز ميكند و پاي فراتر از زمين ميگذارد، اما در اين راه همچون آدم فريب ابليس را خورده و در گرداب كينه و تعصب گرفتار ميشود، تا بدانجا كه حركت يكپارچه و اجتماعي اوليه اش به دو دستگي و در نهايت به نزاع فرد به فرد تبديل ميشود اما در نهايت به پاس موسيقي الهي كه نفير يگانگي مي دمد دوباره دوستي و اتحاد و صلح را به ارمغان ميآورد.
3- هنر آئيني لزگي حركاتي است كه سرشار از روح جنگندگي و قهرماني كه آنرا به حالت يك نفري، دو نفري يا به صورت دسته جمعي اجرا ميكردند. اين حركتها عموماً با سرعت آرام (Andante) شروع و در آخر به صورت سريع (Presto) خاتمه مييابد.
اين هنر را قايتاغي نيز گويند كه تشكيل شده است از قاي + تاغ كه قسمت اولش معاني مختلفي همچون محكم، قوي و آفريينده داشته و قسمت دوم كه همان تاغ است به معناي بالا، بالا چيده . . . است.
در كل كلمه قايتاغ به معني محكم كننده، اتحاد دهنده و قوي كننده!
و همان طور كه گفته شده اين هنر آئيني محتوي قهرمانانه و حماسي دارد.
منبع :
گروه موسیقی و حرکات موزون فولکلوریک آذربایجانی اوتلار
ارادتمند
آبان

رشید بهبودف (Rashid Behbudov ) متولد 1915 فرزند مجید یکی از بزرگترین خوانندگان قرن بیستم در سرزمین های ترکی آذربایجانی زبان محسوب می شود . شهرت اصلی او بخاطر اجرای ترانه های عاشقانه بخصوص آنهایی که توسط توفیق قولیفTofig Guliev ) ) تهیه شده است می باشد . شهرت او از زمانی آغاز شد که نقش یک بازرگان ثروتمند را در نمایش موزیکال معروف آرشین مال آلان ( Arshin Mal Alan) بازی کرد . او به کشورهای زیادی از جمله ایران ، انگلیس ، فنلاند ، ترکیه ، چین ، بلغارستان ، بلژیک ، اتیوپی ، هند ، عراق ، شیلی ، آرژانتین و ... سفر کرد و در هر کشور حداقل ترانه ای به آن زبان خواند بطوری که در مجموعه آثار او حدود 50 ترانه به زبانی های غیر آذربایاجانی و از جمله فارسی موجود است . فعالیت او در زمینه موسیقی محلی بقدری بود که در سراسر ممالک آذربایجانی زبان نام رشید بهبودف همواره در کنار موسیقی فولک به میان می آید .
او در شهر تفلیس ( گرجستان ) بدنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات موسیقی نزد پدر که او نیز خواننده بزرگی بود ، در ایروان ( ارمنستان ) در یک گروه موسیقی Jazz شروع به فعالیت کرد و در کنار آن در ارکستر فیلارمونیک ایروان نقش خوانندگی را بعهده داشت . وی همچنین در سالهای 1938 تا 1944 خواننده بی همتای تنور در Opera House ایروان بود . همانند بسیاری دیگر از هنرمندان مردم دوست بود و برای مصالح عموم کار میکرد . بعد از جنگ جهانی دوم بعنوان نماینده روسیه به مجارستان رفت تا در کنفرانس دموکراسی جوانان در بوداپست شرکت کند ، در آنجا علاوه بر نقش سفیر به اجرای قطعاتی در ارتباط با موضوع کنفرانس پرداخت و جایزه بزرگ بین المللی نیز دریافت کرد .
بدلیل توانایی های بیش از حد در خوانندگی ، دیگر ایروان توانایی پروش چنین هنرمندی را نداشت . این بود که در سال 1945 به آذربایجان رفت و در آنجا فعالیت هنری خود را ادامه داد . در سالهای 46 تا 56 او سولیست فیلارمونیک آذربایجان بود و همچنین طی سالهای53 تا 60 در Azerbaijan State Opera همواره حرف آخر را میزد .
وی همچنین به فعالیت های آموزشی درState Concert Ensemble بین سالهای 57-59 پرداخت و در سال 1966 مجموعه ای تحت عنوان State Song Theater تاسیس کرد که امروزه به Behbudov Theater تغییر نام پیدا کرده است .
بهبودف انسان پر کاری بود از 8 صبح تا 8 شب ، هر روز کار و تمرین میکرد . جالب هست که بدانید او ادبیات بسیار قوی هم داشت و هنگام کار با شاعر و آهنگساز اگر احساس میکرد که کلام با موسیقی هم خوانی ندارد به سلیقه خود پیشنهاد تغییر کلام را میداد که اغلب هم با آن موافقت میشد .
او پا فراتر از این هم میگذاشت و در بسیاری موارد ملودی قطعات را نیز به نظر خود تغییر میداد !
بارها و بارها اتفاق افتاده بود که شبها بدون لحظه ای خوابیدن برای تمرین و ساخت قطعات اپرایی بطور مدام کار کند . او علاقه بسیار زیادی به ترانه های عاشقانه و ترانه هایی داشت که در آن از مهر و محبت صحبت میشود و به همین خاطر اغلب ترانه هایی که به زبان های خارجی اجرا کرد در این دسته ازمحتوی بودند .
او علاوه بر اجرای ترانه های محلی کشورهای مختلف به زبان خودشان ، بسیاری از کارهای زیبای خودش را نیز به زبانهایی مانند فارسی ، انگلیسی ، روسی و ... ترجمه و اجرا کرد . وی همچنین توانایی این را داشت که به راحتی به زبانهای انگلیسی ، آلمانی و فرانسه صحبت کند و بسیاری نیز معتقد بودند که او ترانه های روسی را بمراتب بهتر از خوانندگان روس اجرا میکند . شاید اگر ترانه Ana ( مادر ) او را شنیده باشید با این صحبت ها زودتر هم عقیده شوید .
او در سال 1973 درگذشت و در تمام مدت زندگی صدای خود را آنچنان پرورش داد و از آن محافظت کرد که گویی همواره صدایی در حد سن پختگی دارد . وی چنان بدعتی در شیوه های جدید خوانندگی پاپ و اپرا بجای گذاشت که امروزه بسیاری از خواننده های آذربایجانی زبان سعی در تقلید از روشهای خوانندگی او می کنند . ترانه های زیبایی مانند لاله ها ، مادر ، کوچه ها را آب پاشیده ام ، آیریلیق ، ریحان و ... که گوش آشنای بسیار از ایرانی ها هست و به نوعی همواره جزو موسیقی محلی آذربایجانی زبانان ایران هم محسوب می شود ، هرگز از خاطره ها نرفته ، نمیرود و نخواهد رفت ...

آرشين مال آلان ( دوره گرده پارچه فروش ) مشهورترين فيلمي است كه در آذربايجان توليد گرديده است داستان اصلي بر پاي يك كمدي موزيكال است كه در سال 1913 توسط « اوزيير حاجي بي اف » نوازندگي و نويسندگي شده است .

5 نسخه از اين فيلم ساخته شده است شامل يك نخسه فارسي در تهران می باشد . 2 نسخه اول در 1917و1916 قبل از انقلاب بلوشود يك وتاسيس اتحاد جما هير شوروي به نمايش درآمد . سومين نسخه در طول جنگ جهاني دوم شوروي در 1945 توليد گرديد وبه عنوان موفق ترين نسخه مطرح شد .
این نسخه با اين كه به صورت سياه وسفيد بود ، توسط « رضا طهماسيب » و « نيكولاي شنكو » كارگرداني شد .
در اين فيلم نقش « العسگر » را « رشيد بهبودف » به عهده داشت .
اين فيلم در آن زمان مدال استالين را برنده شد و توانست در سينماي زيرزمين خانه موزه اي حاجي بي اف به نمايش در آید .
آرشين مالان صنعت و آداب اجتماعي آن روز را به سخره گرفت وبرای مثال چادر كردن بيزار كننده زنان ونتيجه اينگونه آداب در ارتباط خصوصي زناشوئي مردان وزنان ( شوهران وهمسران ) را بازگو كند .
( توضیحات آبان : برای مثال در قسمتی از فیلم که « تللی » و « ولی » همراه با یکدیگر به شکل موزیکال صحبت میکنند ، تللی ( دختر ) از ولی که خواستگارش هست می پرسد : « پولی وار ؟ » ( پول دارد ؟ ) و ولی در جواب می گوید : « وار وار ! » ( دارد دارد ! ) تللی میگوید : « پولی وار گلرم ! » ( پول دارم ، پس من هم می آیم ! ( زنش می شوم ! ) ) . ولی میگوید : « بیلیرم گلرسن » ( می دانم می آیی ! ) _ در ضمن موسیقی شادی که هم اکنون در وبلاگ میشنوید ، همان مکالمه ی موزیکال تللی و ولی در فیلم می باشد که البته با اجرای جدید می باشد . )
نسخه 1965 به صورت رنگي به نمايش در آمد كه توسط « توفيق تقي زاده » كارگرداني شد .

مجریان : موزيك توسط ال عسگر ( رشيد بهبودف ) گلچهره ( فريمان قاسم اوا ) آسيه ( فيدان قاسم اوا ) _ توضیحات آبان : اگر اشتباه نکنم فیدان قاسیموا همان خواننده ی بسیار خوب آذربایجانی می باشد _ اركستر توسط « نيازي » كه يكي از مشهورترين رهبران اركستر آذربايجان است انجام شد .
رقص تواماً و بيواسطه در درون موسيقي حيات و تحول يافته است . در سرزمين آذربايجان ، ازديرباز رقص با معني و مضمون و در عين طراوات و دارا بودن جنبه حماسي و قهرماني خوددر مراسم پيش از شكار ، مبارزه و در نهايت پيروزي و قدرداني از خدايان طبيعت و شكستن طلسمها اجرا ميشده است . در دوراني كه انسانها ، آفتاب ، ماه ، باد ، آتش ، آب ، خاك ، درختان و حيوانات را مقدس ميشمردند و ستايش ميكردند ، به رسم پرستش و نيايش و عبادت طي مراسمي دست به انجام حركات موزون ميزدند .
ستايش و حرمت آتش در شرق و بويژه در آذربايجان اهميت زيادي داشت . آتش مظهر روشنايي گرما ، محو كننده تاريكي بود . و به اين اعتبار در ستايش قدرت آتش با انجام حركات موزون با موسيقي، جشنهاي خود را انجام ميدادند . براين اساس است كه نقشهايي ايجاد شده بر صخره هاي قوبوستان ( نام محلي در نزديكي شهر باكو در جمهوري آذربايجان ) اهميت حركات موزون در نزد مردمي كه در حد 8 هزار سال پيش «يزيسته اند را نشان ميدهد .
تكامل تدريجي رقص از گردش موزون و پريدن از آتش تا انجام مراسمي با فرمهاي بديع ، حركات ظريف ، پانتوميم و تقليد و نقل راه درازي را پيموده است . اين سلسله از حركات بامعنا ،مفهوم و مضمون شكار ، كمين ، رديابي ، رماندن ، گرفتن وجنگيدن و با تمثيلهايي چون فرا رسيدن بهار ،بيداري طبيعت ، كاشت ، برداشت ، برداشت محصول ، باغ چيني ، صيد ماهي ، كومه سازي و در نهايت درحركات موزون پهلواني و حماسه اي با شمشير كوراوغلو ، با سينه اي فراخ ، با نگاهي به دوردست ، مغرور و گاه آرام ، گاه تند ، پايكوبان ، با پرشها و جهشهاي سريع و نشاني از مهارتهاي جنگي ، باريتم تند طبل ها ، به اوج ميرسد .

زندگي مردم آذربايجان از ديرباز با رقص عجين بوده است . تاريخ انواع حركات موزون در آذربايجان از نظر فرم و نحوه اجرا ، به صورت انفرادي يا دسته جمعي ، اعم از مردانه يا زنانه و تعداد ايفاكنندگان بقدري متنوع و مبسوط است كه در فرهنگهاي تركي ، كردي ، ارمني ، گرجي و … با نامهاي گوناگون تبلور يافته و در بسياري از موارد حركات موزون فرهنگهاي مختلف در پايه مشترك و در جزئيات باهم تفاوت دارند . با اين حال ميتوان صدها نوع از حركات موزون را بنابه نام محل يا فرد شهير ، مفهوم زباني ، نحوه اجرا بصورت حركات موزون غنايي و ليريك پهلواني و حماسي ، مراسمي كميک و … تقسيم بندي كرد :
1-رقص ليريک : ياللي ، شالاخو ، اوزون دره ، تره كمه ، واغزالي ، سينديرما ، توراجي ، گولوم آي ، قيتقيلدا، آلما، لاله، دستمالي، يئري- يئري
2-رقص پهلواني و جنگي : قزاقي ، قفقازي ، لزگي ، قايتاغي ، كوراوغلونون قايتارماسي ، كوراوغلونون باغيرتيسي ، ميصري ، زوتي- زوتي ، زنجير توتماق ، تار آباسي
3-رقص مراسمي : كوسا- كوسا ، آذربايجان ، ميرزه يي ، آسماكسمه ، آغيرقاراداغي و ….
توضيح درباره فرم و نحوه اجراي تمامي آنچه ذكر شد در اين مقاله نميگنجد و تنها به اشارتي
كوتاه و به تفكيك از هر كدام بسنده ميشود .
ياللي: از رقص های ريشه دار و باستاني است كه در فرهنگهاي آذربايجاني، كردي، ارمني گرجي ، و برخي ديگر از فرهنگهاي آسياي مركزي بطور گسترده اي رواج دارد . ظاهراً اشعار حكيم نظامي گنجوي در منظومه خسرو و شيرين ، در توصيف حركات پاي ايفاگر- به مانند گردش زخمه بر چنگ – به ياللي ميباشد :
ياللي با مشايعت نوازندگان سورنا و دهل در صفي طولاني ، دست در دست ، با دستمال ياچوبي در دست رهبر صف ، بصورت جمعي اجرا ميشده است . تحول ياللي و گستردگي نحوه اجراي آن به صدها گونه آهنگ و طرح انجاميده كه از آن ميتوان به انواع زير اشاره كرد :
چولاغي ، اوچ آدديم ، دونه ياللي ، قازقازي ، كوچه ري ، ائل يالليي ، ايكي اياق ، قالادان قالايا، شه راني، قاليئي ، چوپ چوپو ، و …
ياللي در دو نوع بصورت رقص مستقل و حركات موضوعي بصورت تاترونمايش – که در
حين رقص موتيف هاي قهرماني و روحيات ايلي ، جواني و چابكي خود را مييابد - اجرا ميشود. كه دوزياللي ، سيياقوقو ، ته نزهره و عرفاني از اين قسم است .
از ياللي در قسمتي از اپراي كوراوغلو ساخته ئوزير حاجي بيگوف در قسمتي از اپراي نرگس
ساخته مسلم ماقامايف در قسمتي از باله گلشن ساخته سلطان حاجي بيگوف در اثري به نام ياللي ساخته جهانگير جهانگيروف ، در قسمتي از باله قوبوستان كولگه لري ساخته قاراقارایف و آهنگسازان روسي و بعضاً اروپايي استفاده شده است .

لزگي: از رقصهاي قفقاز و ماورا آن بشمار ميرود كه به شكل گسترده اي در آذربايجان متداول
است. لزگي ، حماسي ، باوقار ، پرتحرك و ريتميك است كه توسط مردان بصورت جمعي و با
هنرنمايي تك تك ايفاگران با حركات پا ، پنجه پا ، بصورت سريع با تمثيلي از حالت تاخت و سوار بر اسب و غالباً با خنجري در دست يا دستهاي مشت كرده ، با حركاتي بديع و گاه آكروباتيك ، چرخش روي زانوها و پرشها اجرا ميشود .

قايتاغي : نوع ديگري از رقص است كه در آذربايجان با عناوين اوچ دوست ، يئددي قارداش
، اوغلانلار رقصي اجرا ميگردد .
از قايتاغي در آثاري از گلينكا، روبنشتين ، برودين ، نيازي ، قلييف ، حاجييف ، رستم اوف و برخي ديگر از آهنگسازان استفاده شده است .
كور اوغلو : از رقصهاي قديمي است كه توسط سورنا و دهل اجرا ميشود . كوراوغلو ، پرصلابت ،حماسي ، رزمي و پهلواني است كه در ابتدا با سرعتي آرام شروع شده و تدريجاً تند ميشود كه به يادبود قهرمان افسانهاي دوران فئودالي يعني كوراوغلو ناميده ميشود .
كوراوغلو از قديم در انواع مختلف و با نامهاي گوناگوني مانند : كوراوغلونون قايتارماسي ،
ميصري ، كوراوغلونون باغيرتيسي و … همچنين در ورزشهاي باستاني و زورخانه توام با
حركات موزون رايج بوده است . در زورخانه گاه در ميان رقصهاي ورزشكاران نمايشي از
كشتي و حركتهايي با دست و بدن و مانند زنجيره توتماق و بالاخره به مانند دوست ، ياللي را از نوع زوتي- زوتي با حركتهاي پهلواني خاصي اجرا مينمايند .
ميصري: (شمشير عربي منسوب به كوراوغلو) غالباً توسط عاشيقها ، باريتمي شبيه به مارش و با انجام حركات مشكل و سنگين و غالباً با شمشير توسط ايفاگران اجرا ميشود .
منبع ( مطالب را کمی ویرایش کرده ام )
ارادتمند
آبان
موسيقی آذربايجان
مردم آذربايجان ، مردمی اصيل و هنرپروند . موسيقی جايگاه ويژه ای در دل همه ی آنها ، از روستايی و ايلياتی گرفته تا شهرنشين دارد و روح تك تكشان با صدای ساز و آواز و داستان سرايی عاشق ها پيوند خورده است و از شنيدن آن در هر كجا كه باشند احساس غرور و شعف می كنند .
موسيقی عاشقی آذربايجان ، غنی ترين نمونه و ادبيات و فرهنگ شفاهی آذربايجان است . درباره و پيشينه و اوزان ها و گوسان ها بايد گفت كه اوزان ها خنياگرانی بودند كه در گذر زمان خود را به چندين هنر از جمله شاعری ، نوازندگی و آهنگسازی و داستان پردازی آراسته اند .
گوسان ها كه به نظر می رسد از نظر لفظ با اوزان ها ، شباهت داشته باشد ، در لغت ارمنی به معنای خواننده ، نوازنده و دلقك به كار رفته است . اين داستان ها و ترانه های عاميانه از گذشته های دور، ميان عاشق ها رواج داشته است . قديمی ترين منبعی كه از اوزان ها می توان نام برد، كتاب دده قورقود است .
اين كتاب قديمی ترين كتاب تركی تلفيقی از نظم و نثر به صورت داستان است و تاثير زيادی در سنت داستان سرايی آذربايجان گذاشته است .
عاشق ساز می زند ، نغمه و داستان می سرايد و با خواندن شعرهای حماسی ، احساسات پاك و انسانی و آزاديخواهانه را در روح و جان مردم زنده می كند و در اغلب داستان های رمانتيك ( افسانه ای ) مانند اصلی و كرم ، عاشيق غريب ، عاشيق امراه ، عباس و گولگز ، عاشيق قربان و ... قهرمان اصلی داستان خود ، عاشق است . جالب است كه يكی از اين داستان ها با مضمون دويدن عاشق از پی معشوق و گريز معشوق و تغيير شكل يافتن او ، در فرانسه هم معروف است و sesohpromatemsednosnahc ناميده می شود كه ميسترال ، شاعر مشهور، دوباره آن را به نظم درآورده است . نقل انواع شعرهای قطاری نيز در ميان عاشق ها مرسوم است و بلندترين آنها شعری است كه در آن زندگی آدمی از روز تولد تا خانه و گور توصيف شده است .
عاشق ها از دل روستا و ايل و عشاير برخاسته اند و بيان كننده و افكار و آرزوهای مردم عادی اجتماع اند و در واقع حرف دل آنها را می زنند . اصول كارشان ، بداهه نوازی است و معمولا_ آشنايی با نت و علم موسيقی ندارند و نوازندگی و خوانندگی از پدرانشان سينه به سينه با گوش كردن و به خاطر سپردن به آنها رسيده است . اما موسيقی آذربايجان تنها به اين دسته از عاشق ها محدود نمی شود بلكه موسيقی ملی و علمی هم دارد و موسيقيدانان و آهنگسازان بسياری را در سطح جهانی مطرح كرده است .
تاريخچه آن به قرن ۱۹ و خيلی پيش تر از آن می رسد اما از قرن 19 حيات ادبی و صنعت موسيقی آذربايجان پيشرفت زيادی كرده است و در نتيجه و آشنايی نزديك با فرهنگ و تمدن كشورهای اروپای غربی ، علم و هنر آن با مضمون و خصلتی شرقی شروع به رشد نمود. در جريان پيشرفت فرهنگ و ادبيات آذربايجان در قرن 19، اسم و آوازه و تارزن هايی چون صادق جان ، خوانندگانی چون عبدالباقی و عاشق هايی چون نجفقلی در گوشه و كنار قفقاز پيچيده وشهرت بسزايی كسب كرده بود .
تغييرات سياسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسياری از شهرهای آذربايجان خودنمايی می كرد. يكی از اين شهرها شوشا بود . آوازه و اين شهر به علت داشتن طبيعت زيبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز پيچيده بود . ادبيات و موسيقی اين شهر توجه سياحان ، اديبان و موسيقی شناسان كشورهای اروپای غربی ، روسی و ساير ملل را جلب كرده بود . تابستان ها از گوشه و كنار قفقاز ، شعرا ، نمايشنامه نويسان ، آهنگسازان و موسيقيدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های تئاتر ، كنسرت و مجالس جشن و عروسی شركت می كردند .
شهر شوشا مسكن استعدادهای درخشانی در موسيقی و شعر بود و چهره هايی همچون قاسم بيگ داكر ، ميرمحسن نواب و ميرزاصادق اسداوغلو ، نجف بيگ وزيراف ، خورشيدبانو ناتوان و مشهدی جميل و ... نه تنها در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز مشهور و شناخته شده بودند . در اين خصوص موسيقی شناس مشهور و- دينوقرادوف برای موسيقی شهر شوشا كه از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش والايی قائل شده و می نويسد :
تاريخ موسيقی آذربايجان به وسيله ی هنرمندان شوشا خلق شده است اين هنرمندان موسيقی خود را نه تنها در وطن خود بلكه در ساير ممالك خاوری شناسانده اند .
جا دارد از مجالس موسيقی - ادبی قرن ۱۹ كه در شهر شوشا برپا می شد سخن به ميان آيد :
در سال های 1910 - 1872 مجلس فراموشان و يا مجلس خاموشان به رهبری موسيقيدان معروف ميرحسن نواب و همچنين در سال های 1897 - 1864 مجلس انس به رهبری شاعر معروف آذربايجان خورشيدبانو ناتوان فعاليت گسترده ای داشتند و در ترقی موسيقی آذربايجان نقش بسزايی را ايفا نمودند .
در سال 1921 كنسرواتور به پيشنهاد حاجی بيكوف با هدف تحصيل اختصاصی موسيقی ، تربيت متخصصان موسيقی اعم از نوازندگان اركستر ، معلمان موسيقی ، خوانندگان و آهنگسازان و غيره تاسيس شد و در آن پنج رشته پيانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی اركستر، آهنگسازی و شعبه و موسيقی شرق شروع به فعاليت نمود. در بهار 1922 كنسرواتور به صورت آموزشگاهی مستقل تكنيكوم موسيقی ترك تشكيل شد و مديريت آن به حاجی بيكوف واگذار گرديد.
اين تكنيكوم در به وجود آمدن كادر موسيقی ملی نقش بزرگی ايفا كرد . در سال اول تعداد هنرجويان به هزار نفر رسيده بود. خيلی از هنرجويان آذربايجانی بعدها موسيقيدانان برجسته ای شدند .
در اين سال ها هنرجويانی كه در كلاس تار تحصيل می كردند ، تئوری موسيقی را ياد می گرفتند ، با تاريخ ادبيات موسيقی دنيا آشنا می شدند و در اركستر سازهای ملی شركت می كردند . در تكنيكوم برای اولين بار برنامه و درس برای شعبه و سازهای ملی از طرف اوزيير حاجی بيكوف تعيين و تشكيل گرديد . اين برنامه ها برای كلاس های تار، كمانچه و مقامات تكنيكوم موسيقی در نظر گرفته شده بود. در برنامه و كلاس های تار ، مشق های مخصوص نت ، مقامات ، گام ها و آثار آهنگسازان ، ترانه ها و رقص های آذربايجانی در نظر گرفته شده بود . از وقايع مهم حيات تكنيكوم موسيقی ترك ، به نمايش گذاشته شدن كمدی موزيكال آرشين مال آلان اثر اوزيير حاجی بيكوف با اشتراك هنرجويان در 22 ماه مه 1926 بود . اين اثر در محل اپرا و تئاتر ميرزا فتحعلی آخونداف به تماشا گذاشته شد . اين گروه متشكل بود از هنرجويان رشته تار ، كه در كلاس حاجی بيكوف تحصيل می كردند .
بسياری از اين موسيقيدانان و آهنگسازان از جمله صادق جان ، حاجی بيكوف و ... تغييراتی نيز در سازها و
دستگاه ها و گوشه های موسيقی دادند و سازها و دستگاه هايی خاص موسيقی آذربايجان به وجود آوردند . از جمله ، تغييراتی كه ميرزا صادق جان در تار ايجاد كرد . اين شخص نوآور ، برای اولين بار در شكل كاسه های تار تغييراتی به وجود آورد ، منظور وی از اين تغييرات تقويت صدای آن و همچنين نگاه داشتن و نواختن آن روی سينه بوده است . صادق جان كاسه و تار را نسبتا_ عميق كند ، از وزن آن كاست ، قطر كاسه و آن را وسعت بخشيد و شكل كاسه و آن را به شكل بيضی درآورد . اين گونه تغييرات باعث به وجود آمدن دو كيفيت تازه در تار شد . يكی اين كه باعث تقويت فيزيكی صدای تار شد و ديگر اين كه چون كاسه و بزرگ تار به اندازه 100 ميليمتر از بالا به طرف عقب مايل بود ، نواختن آن بر روی سينه امكان پذير نبود . در تار جديد با ازميان برداشتن اين انحنا امكان بر روی سينه نواختن به وجود آمد و در نتيجه امكان بهتر نواختن آن عملی شد .
ميرزاصادق تغييراتی نيز در محل جفت شدن دسته با كاسه به وجود آورد ، قبل از آن دسته و تار يكسره به كاسه متصل می شد يا اين كه دسته به وسيله و تكه ای از آهن به كاسه بسته می شد ، با اين حال در تار جديد كه ميرزاصادق جان سيم های آن را زياد كرده بود به علت كثرت سيم ها ميان دسته و كاسه تار خميدگی ايجاد می شد كه باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد . ميرزاصادق به خاطر رفع نقصی كه از كثرت سيم ها ناشی می شد دسته ی تار را در دسته ی كوتاهی كه از خود كاسه بيرون می آمد ، فرو برد و با آن جفت كرد .
ضمنا_ اين چوب از خميدگی مورد بحث جلوگيری می كرد . تا آن زمان در هيچ يك از آلات موسيقی مشرق زمين اين كيفيت موجود نبود . تغييرات به عمل آمده در تار در عالم موسيقی شرق يك نوع نوآوری محسوب می شد . ترتيب قرار گرفتن سيم ها ، نقش بزرگی در صنعت موسيقی آذربايجان و مخصوصا_ در اجرای مقامات ايفا كرده است . سيم های تازه ای كه صادق جان به تار اضافه كرده بود ، سيم های زنگ بودند كه به سيم های آليكوت معروف شدند . سيم های آليكوت در اجرای موسيقی حرفه ای و مقامات ( دستگاه های ) آذری نقش مهمی دارند . هنگام اجرای ملودی ، از اين سيم ها در صورت لزوم به طور هماهنگ استفاده می شود . در سال های بعد سعيد رستم اف آهنگساز آذربايجانی يك عده دستگاه ها و مقام های ضربی را برای تار ، كمانچه و بالابان و نيز اركستر آلات موسيقی ملی تنظيم كرد ، اين مقام ها عبارتند از : سه گاه زابل ، چهارگاه ، بيات شيراز ، شور ، همايون ، شوشتر و حيراتی و ...
تاری كه صادق جان ساخت و توسعه داد ، از نيمه دوم قرن نوزدهم از تركيبات مختلف گروه های آلات موسيقی ملی جدا شد و با كمانچه ، قاوال (دف ) و خواننده كه دف را هم او می نواخت ، گروه ديگری تشكيل داد . اين گروه نوازندگان خدمات بزرگی در ترقی موسيقی حرفه ای و ملی آذربايجان داشته و در تاريخ موسيقی با نام نوازندگان سه نفری شناخته شده اند.
در اين گروه های سه نفری ، تار نقش رهبر را در نواختن مقام به عهده دارد و در هنگام نواختن مقام ، راهنمای خواننده است و به گوشه ها و نفس های خواننده به موقع جواب می دهد و ملودی يا گوشه ای را كه خواننده خواهد خواند به او يادآوری می كند و در حقيقت خواننده را به خواندن وا می دارد .
آوازه و اين گروه نوازندگان نه تنها در آذربايجان بلكه در خارج از مرزهای آن نيز پيچيده است . بينوقرادوف ، موسيقيدان مشهور در كتاب خود گروه های سه نفری را با گروه های نوازندگان اروپايی مقايسه می كند و نشان می دهد كه در واقع نقش و اهميت آنها كمتر از گروه های نوازندگان درجه و يك اروپا نيست . گروه های سه نفری تنها به نواختن ملودی اكتفا نكرده بلكه ضمن همراهی خواننده ، در جای خود از عناصر چند صدايی