تبليغاتX
بهترین های آبان

بهترین های آبان

بهترین ها را اینجا بخوانید !

 

سلام !

بعضی وقتا ، بعضی حرفا ، از بعضی آدما می شنوم که باعث میشه به مقدار لازم (!) متعجب بشم ! یکی از این حرفا ، قول معروف ، « عشق » هست ! متن زیر را بخوانید و کمی فکر کنید ! این متن را با اقوال معروفی که در کوچه و بازار می شنوید مقایسه کنید ! ببینید الان چه کسانی ادعای عشق و عاشقی دارند !!!

 

این متن را ظاهرا خانم « رابعه موحد » نوشته اند که بنده قسمت هایی از آن را انتخاب کردم و برای شما قرار می دهم . به دقت و با تامل بخوانید :

 

« هوالمعشوق

 

عاشقان‌ انسانهايي‌ متفاوت ‌، برتر و كامل‌تري‌ بوده‌اند ، خلقت‌ انسان‌ هدفش‌ آفرينش‌ عشق‌ بوده‌ است‌ و خداوند با تمام‌ بي‌نيازي‌اش‌ ، انساني‌ آفريد تا وي‌ را ستايش‌ كند تا به‌ او عشق‌ بورزد و از اين‌ طريق‌ عشق‌ به‌ ديگر انسان‌ها را نيز بياموزد ، عشق‌ و زندگي‌ توام‌ گردد ، حيات‌ معني‌ واقعي‌ خود را بازيابد و خداوند انسان‌ را به‌ عشق ‌، دوستي‌ و صداقت‌ فرمان‌ داد ، انسان‌ها را از دو جنس‌ متفاوت‌ آفريد و عشق‌ را در ميان‌شان‌ برقرار ساخت‌ و بقاي‌ انسان‌ را در گرو اين‌ دوستي‌ و محبت‌ قرار داد . آنكه‌ پيام‌ عشق‌ را دريافت‌ و به‌ پا خاست‌ هرگز نيفتاد و فرو نشكست‌، هرگز دست‌ و دامنش‌ آلوده‌ به‌ گناه‌ ، تزوير و خون‌ نگرديد، آن‌ كس‌ كه‌ عاشق‌ شد به‌ بارگاه‌ حق‌ راه‌ يافت‌ و منزه ‌تر و رستگارتر شد و اين‌ معني‌ عشق‌ واقعي‌ است ‌.

 

 اريك‌ فروم‌ نجات‌ انسان‌ را در عشق‌، مي‌داند . لئوپوسكاليا كه‌ مدرس‌ عشق‌ و دوستي‌ است‌ ، عشق‌ را ناجي‌ انسان‌ها و جامعه‌ انساني‌ مي‌داند زيرا معتقد است‌ عشق‌ هرگز ويران‌ نمي‌كند . عشق‌ مي‌بخشد ، بي‌آنكه‌ به‌ فكر گرفتن‌ باشد . عشق‌ زندگي‌ مي‌بخشد . عشق‌ سخاوت‌ دارد ، مهرباني‌ و گذشت‌ دارد و كار عشق‌ آفرينندگي‌ مدام‌ است ‌، حافظ‌ به‌ مدد عشق ‌، به‌ ميخانه‌ هستي‌ راه‌ مي‌يابد . مولانا با عشق‌ افلاك‌ را سير مي‌كند ، حلاج‌ بخاطر عشق‌ سرش‌ بر دار مي‌رود و دار را متبرك‌ مي‌كند .

 

 اما آنكه‌ هدف‌ خود را عشق‌ مي‌نامد ، مجاز نيست‌ از هر وسيله‌ حقيري‌ استفاده‌ كند. عشق‌ از به‌ كارگيري‌ راه‌هاي‌ آلوده‌ پرهيز مي‌كند .

 

عشق‌ مهربان‌ و صبور است‌ . عشق‌ خودخواه‌ و متكبر نيست ‌. عشق‌ رفتار ناشايست‌ ندارد ، خشم‌ ندارد . بدي‌ را نمي‌شناسد و تـنها صداقت‌ و حقيقت‌ است‌ كه‌ شعله ‌ور و شعله‌ ورترش‌ مي‌سازد . ايمان ‌، اميد و شكيبايي‌ عشق‌ هرگز نمي‌ميرد زيرا ابدي‌ است‌ و بزرگترين‌ هديه‌ هستي‌ انسان‌ است‌ . همان‌ هديه ‌يي‌ كه‌ كوه‌ و زمين‌ و آسمان‌ از مسووليت‌ پذيرش‌ آن‌ بيمناك‌ شدند و گريختند و تنها انسان‌ بود كه‌ جرات‌ پذيرش‌ اين‌ عطيه‌ الهي‌ را يـافـت ‌.

 

عشق‌ صبوري‌ پيشه‌ مي‌كند، نه‌ بي‌قراري‌ منتهي‌ به‌ قتل‌ را ، آن‌ احساسي‌ كه‌ آدم‌ كشته‌ است‌ بي‌شك‌ عشق‌ نيست‌ ، آنچه‌ بوي‌ خون‌ و مرگ‌ دارد بوي‌ عشق‌ نيست ‌.

 

راه‌ عشق‌ از ميان‌ خون‌ نمي‌گذرد . اگر خوني‌ است‌ در اين‌ سفر، خون‌ دل‌ عاشق‌ است‌ نه‌ خون‌ ديگري ‌. راه‌ مرگ‌ هرگز از كوچه‌ عشق‌ نمي‌گذرد . اين‌ راه‌ بي‌نشان ‌، « اسم‌ شب‌ » به‌ هيچ‌ نامحرم‌ ، حرم‌ نمي‌گويد ، براي‌ محك‌ زدن‌ به‌ عشق‌ ، ما هفت‌ شهر عشق‌ داريم‌ كه‌ سرشار از سير و سلوك‌ و خون ‌دل‌ و حيرت‌ و سرگرداني‌ است‌ و صبوري‌ شايسته‌ اي‌ كه‌ در نهايت‌ رهرو را به‌ شهر عشق‌ مي‌رساند . عشق‌ خود غربال‌ مي‌كند ، وابستگي‌ عاشقانه‌ و وابستگي‌ بيمارگونه‌ تفاوتش‌ در پويايي ‌، رو به‌ كمال‌ بودن‌ ، باعث‌ رشد و شكوفا شدن‌ فرد است ‌.

 

هر رابطه‌ يي‌ كه‌ عشق‌ است‌ بايد فرد را به‌ رشد ، به‌ مهرباني ‌، به‌ آفرينندگي‌ سوق‌ دهد .

 

عاشق‌ طاقت‌ فراق‌ ساليان‌ دارد و وقار و متانت‌ و شايستگي‌ وصال‌، عشق‌ هر چه‌ هست‌ قاتل‌ نيست ‌. »

 

ارادتمند

آبان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/25ساعت 17:33  توسط آبان  | 

 

ارزشمندی گفتگو مباحثه و مناظره به عنوان فعلی از افعال اختیاری انسان منوط به انگیزه ی فرد از انجام آن است و الا خود گفتگو فی نفسه نه دارای ارزش اخلاقی مثبت است و نه ارزش اخلاقی منفی . به طور کلی می توان انگیزه ی افراد را از مباحثه و گفتگو یکی از موارد ذیل دانست :

 

1_انگیزه های مثبت :

 

حق خواهی :

 

گاهی برای یک فرد حقیقت و واقعیت مسئله ای روشن نشده است و با گفتگو و مباحثه با دیگران به دنبال فهم حقیقت است . امام علی (ع) می فرماید : " اندیشه ها را با یکدیگر رودررو کنید تا اندیشه ی درست از آن ها پدید آید . "

 

روشن گری :

 

این یکی از وظایف اخلاقی ما هست . یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در حوزه ی معرفتی ، گفتگو با افرادی است که نادانسته و ناآگاهانه در عرصه ی اندیشه به انحراف کشیده شده اند و یا حقیقت برای آن ها مشتبه شده است . شکر نعمت فهم حق ، دستگیری معرفتی  علمی از کسانی است که به هر دلیلی از آن نعمت محروم مانده اند .

 

2_انگیزه های منفی :

 

گاهی هدف از گفتگو صرفا غلبه بر طرف مقابل و به کرسی نشاندن سخن باطل و نادرست و غیرمستدل خود است (!) یعنی انسان با اینکه وجدانا می داند سخن یا ادعای او باطل و نادرست است اما باز هم بر آن پافشاری می کند و کار را به " جدال و مراء " می کشاند که یکی از بزرگترین و خطر ناک ترین رذایل اخلاقی است . به هر حال کسانی که از جریان سالم گفتگو عدول می کنند و کار را به مراء می کشانند خبر از وجود رذایل اخلاقی فراوان در خود می دهند . هدف چنین کسانی از گفتگو روشن شدن حق و امثال آن نیست (!) بلکه صرفا به دنبال به کرسی نشاندن سخن خود هستند . بدیهی است مناظره ها و گفتگو هایی که چنین اهدافی را دنبال می کنند ،... علاوه بر اتلاف وقت سبب تقویت خوی تعصب خودخواهی و خود محوری و خود نمایی انسان می شوند و اگر علاوه براین نتایج تلخ که یاد کردیم سبب گمراه شدن دیگری نیز بشود گناهی بزرگ و خطایی است که خودش را تباه و دیگری را گمراه خواهد کرد و نامش در زمره ی گمراهان و گمراه کنندگان ثبت خواهد شد .

 

آداب اخلاقی گفتگو :

 

تاکید بر نکات مشترک :

 

دو فرد یا گروهی زمانی می توانند به گفتگو بپردازند که مشترکاتی با یکدیگر داشته باشند و الا اگر بر سر هیچ مسئله ای با یکدیگر توافق نداشته باشند هرگز امکان برقراری گفتگو میان آن ها نخواهد بود . به نظر می رسد بهترین و عاقلانه ترین نقطه برای آغاز گفتگو این است که بر اساس زمینه های مشترک شروع شود .

 

فهم موضوع گفتگو :

 

یکی از ابتدایی ترین شرایط تحقق یک گفتگوی سازنده و مفید این است که طرفین گفتگو نسبت به موضوع بحث و همه ی ابعاد آن آگاهی کافی داشته باشند . آگاهی پیشین طرفین از موضوع بحث موجب می شود دقیقا بدانند که در صدد اثبات یا نفی چه چیزی هستند و برای اثبات نظریه ی خود باید از کجا شروع کنند و در کجا بحث را پایان دهند .

 

صراحت :

 

یکی دیگر از آداب اخلاقی گفتگو " صراحت بیان " و پرهیز ار تکلف و تعارف در گفتار و دوری کردن از به کار بردن سخنان کنایه آمیز و چند پهلو و مبهم است .

 

توجه به گفته نه گوینده :

 

یکی از آداب اخلاقی گفتگو که رعایت آن موجب می شود که گفتگو از مسیر درست خود خارج نشود این است که طرفین در طول بحث و گفتگوی خود همواره باید به بررسی ادله و مستندات یکدیگر بپردازند و هرگز نباید اجازه دهند که مسائل حاشیه ای چون انگیزه خوانی و بیان اهداف و نیات سوء طرف مقابل و امثال آن در روند گفتگو اخلال ایجاد نمایند. به تعبیر دیگر ادب گفتگو اقتضا می کند که " گفته " و " انگیخته " مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد و نه " گوینده " و " انگیزه " .

 

استدلال طلبی و حق محوری :

 

طرفین گفتگو حقیقتا بنای بر پیروی از واقعیت و حقیقت بر اساس مستندات معقول و مقبول داشته باشند . هیچ یک از طرفین گفتگو نباید به هر قیمتی در صدد اثبات سخن خود باشد . بلکه هر دو طرف باید بنا را بر پذیرش حق و سخنان مستدل بگذارند . و هرگاه هرکدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نماید . و هرگز خطای معرفتی و علمی خود را با خطاهای اخلاقی نپوشانند .

 

« کسانی که درباره ی آیات خدا_بدون حجتی که برای آنان آمده باشد_مجادله می کنند ، [این ستیزه] در نزد خدا و نزد کسانی که ایمان آورده اند [مایه ی] عداوت بزرگی است . این گونه ، خدا بر دل هر متکبر زورگویی مهر می نهد . » ( غافر (40) :35 )

 

« در حقیقت آنان درباره ی نشانه های خدا_بی آن که حجتی برایشان آمده باشد_ به مجادله برمی خیزند در دلهایشان جز بزرگنمایی نیست [و] آنان به آن [بزرگی که آرزویش را دارند] نخواهند رسید . پس به خدا پناه جوی ، زیرا او خود شنوای بیناست . » ( غافر (40) :56 )

 

« آیا به جای او خدایانی برای خود گرفته اند ؟ بگو :« برهانتان را بیاورید . » این است سخن کسانی که با من هستند و سخن کسانی [پیامبرانی] که پیش از من بودند . اما بیشتر آنان حق را نمی دانند وبه همین دلیل (از آن) رویگردانند . » ( انبیاء (21) :24 )

 

ملایمت :

 

سلاح منطق و استدلال متقن به مراتب برنده تر و کاراتر از سلاح خشم وغضب است . اولین آفت و ضرر خشونت و غضب در گفتار نصیب خود فرد می شود .

 

امیر مومنان (ع) : شدت خشم سخن گفتن را دگرگون کرده ، قدرت استدلال را بریده و فهم و درک را پراکنده می سازد .

 

آفات گفتگو :

 

شخصیت زدگی :

 

یکی از آفات و آسیب های اخلاقی گفتگو ، این است که به جای ذکر دلیل و بیان استدلال برای نظر خود ، شخصیت پیشینیان را محور قرار دهیم (!) و به جای برخورد منطقی با استدلال های طرف مقابل ، به تقلید کورکورانه از گذشتگان و سنت جاهلانه ی آنان بپردازیم (!) مخالفان و دشمنان پیامبران زمانی که با منطق قوی و محکم آنان مواجه می شدند ، به جای پذیرش نتیجه ی گفتگو و تسلیم حق شدن ، شخصیت گذشتگان خود را به رخ می کشیدند و با اقتدای به آنان از پذیرش حق استنکاف می کردند . « گفتند : " خواه اندرز دهی و خواه از اندرزدهندگان نباشی برای ما یکسان است . این جز شیوه ی پیشینیان نیست وما عذاب نخواهیم شد " » (!) ( شعراء (26) : 136-138 )

 

مراء یا جدالگری :

 

" پیکار لفظی و ستیزه در کلام جهت چیره شدن بر طرف مقابل و ساکت کردن او . " کسی که دارای روحیه ی مراء و جدال است ، همواره در پی به کرسی نشاندن سخن خود است ، ولو این که باطل بودن آن برای او آشکار شود . مراءکننده درحقیقت خبر از خود خواهی غرور تکبر و خود پسندی خویشتن می دهد .مراء کننده با رفتارش در برابر حق موضع گیری کرده و خود را در زمره ی اهل باطل و حق ستیزان قرار داده است . مراء کننده گمان می کند که اعتراف به اشتباه موجب از دست رفتن منزلت و موقعیت اجتماعی او می شود . در حالی که اگر نیک بنگرد خواهد دید که چنین نیست . بلکه کسانی که تلاش می کنند تا حرف های اشتباه خود را به هر قیمتی توجیه نمایند و بر اشتباهات شان سرپوش نهند اعتماد دیگران را از خود سلب می کنند . و نتیجه ی این سلب اعتماد این می شود که سخنان درست و صحیح آنان نیز مورد توجه دیگران قرار نمی گیرد .

 

منبع : آیین زندگی اخلاق کاربردی به قلم احمد حسین شریفی

 

ارادتمند

آبان

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 15:2  توسط آبان  | 

 

یک نکته :

 

اصولا دفاع از آزادی مطلق و افسار گسیخته معنایی جز مخالفت با آزادی ندارد . یعنی آزادی مطلق تزی است که آنتی تز خود را در درون خود دارد . آزادی مطلق امری خود ستیز و خود متناقض است . اخلاق حاکم بر آزادی است . آزادی در صورتی عاقلانه و در نتیجه ثمر بخش خواهد بود که در چهارچوبه ی اخلاق باشد و حرمت و مرز های اخلاق را نگه دارد . بنا براین هرچند رواج گفتگو های علمی و آزادی در طرح اندیشه می تواند به عنوان یکی از نشانه ها و علایم برجسته ی رشد و پویایی علمی یک جامعه تلقی شود اما هرگز نمی توان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی در جامعه تلقی شود . اما هرگز نمیتوان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی سلامت علمی جامعه را نتیجه گرفت . اینها را زمانی میتوان نوید بخش و مبارک تلقی کرد که :

 

اولا، موضوعات مورد گفتگو موضوعاتی مفید و ثمر بخش باشند و ثانیا ، گفتگو ها و مباحثات علمی نیز در فضایی مناسب و به شیوه ای سالم و با مراعات همه ی اصول معرفتی و اخلاقی انجام گیرند . فقدان شرط اول بحث ها را تبدیل به مناقشات بیحاصل و بی ثمر میکند و فقدان شرط دوم علاوه بر این امر مفاسد و مشکلات اجتماعی به بار می آورد .

 

نقد و انتقاد به معنای « ارزیابی منصفانه ی یک چیز » است . نقد در اصطلاح " وارسی و بررسی نوشتار (گفتار یا رفتاری) برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی بایستگی و نبایستگی بود ها و نبود ها و درستی و نادرستی آن است " . هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال می کند . " پزشک اگر جویای عیب و علت « بیمار » خویش است ، عیب جویی اش باید از روی علاقه مندی و نیک اندیشی و به قصد خیر و خدمت باشد " . نقد اندیشه ها و گفتار ها و کردار های نادرست یک فرد یا گروه خدمت به خود آن فرد یا گروه است .

 

شرایط اخلاقی نقد :

 

فهم سخن و تبحر در موضوع :

 

امام علی (ع) در نامه ی خود به امام حسن (ع) چنین می فرماید : پس اگر دانستن چیزی ... بر تو دشوار گردد آن دشواری را از نادانی خود به حساب آر ! چه تو نخست که آفریده شدی نادان بودی سپس دانا گردیدی . وچه بسیار آنچه نمی دانی و در حکم آن سرگردانی، و بینشت در آن راه نمی یابد سپس آن را نیک می بینی و می دانی .

 

نقد کردن بدون فهمیدن  و رد کردن بدون درک کردن ، نشانه ی گستاخی جاهلانه و حق نا شناسی نقاد است . داشتن تبحر و مهارت کافی در موضوع مورد نقد یکی از شرایط اخلاقی نقد است .

 

کنار نهادن حب و بغض (کینه ، دشمنی) :

 

تاثیر حب و بغض تا آنجا است که میتواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد . کسی که به قصد مچگیری به نقد یک اندیشه یا رفتار می پردازد قطعا از درک حقیقت آن عاجز خواهد بود . کسی که با نگاه عاشقانه یا با نگاه مغرضانه و مبغضانه به مسئله ای می نگرد به سختی می تواند همه ی ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره یا ناسره ی آن را تشخیص دهد . اصولا برای چنین کسی درک مسئله موضوعیت ندارد بلکه مسائل دیگری است که او را به نقد وا داشته است .

 

پرهیز از نقد متقابل :

 

بسیاری از نویسندگان در پاسخ نقد های یک ناقد ، بدون آن که به پاسخگویی نقد ها بپردازند به بررسی آثار ناقد و مطالعه ی سرگذشت و تاریخچه ی ناقد پرداخته و می کوشند تا به گونه ای از لابلای اندیشه ها و اعمال خودش بی عملیها و نادرستی هایی را استخراج کنند و به رخ ناقد بکشند . همین است که موجب هراس از نقد شده است . عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری و نادرستی نقد او نمی شود . تنها ثمره و پیامد نقد متقابل محروم کردن خود از هدایتها و نصایح دیگران است .

 

نقد انگیخته به جای انگیزه :

 

به گفته بنگر نه به گوینده :

 

کسی که مورد نقد قرار می گیرد به جای پرداختن به پاسخ های ناقد به کالبد شکافی نیت و انگیزه او اقدام می کند . انگیزه خوانی یکی از مغالطاتی است که در بسیاری از گفتگوها و مشاجرات سیاسی و اجتماعی و حتی علمی رواج دارد . " میتوان منشا این مغالطه را این تصور خطا دانست که امکان ندارد یک عقیده ی صحیح و مستدل از سوی شخصی ارائه شود که دارای موقعیت مناسب علمی ، اجتماعی و ... نیست یا انگیزه های غیر مقبولی دارد "

 

امیر مومنان (ع) : حکمت گمشده ی مومن است . پس آن را فراگیر هرچند از منافقان باشد .

 

تفکیک اندیشه و رفتار از فرد :

 

هرگز نباید نقد ناقد رابه معنای درافتادن با شخص صاحب اندیشه یا رفتار تلقی کرد . کسی که یک اندیشه را نقد می کند یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد مخواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند ونه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است .

 

لزوم بردباری و نقدپذیری :

 

« هرگز نیکی و بدی یکسان نیست . بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است ، گویی دوستی گرم و صمیمی است . » ( فصلت (41) : 34 )

 

پرهیز از برچسب زدن :

 

برچسبهایی از قبیل "ارتجاعی" ، "قشری" ، "غربی" ، "غربزده" ، "علم زده" ، "لیبرال" ، "فاشیست" ، "مستبد" ، "انحصارطلب" ، "ملی گرا" ، "کهنه گرا" ، "ارسطوئی" ، "پوپری" ، "قرون وسطایی" و امثال آن که اغلب به منظور تحقیر منتقد یا شخص و گروه مورد انتقاد صورت می گیرد کرارا از سوی افراد مختلف در نقد دیگران ویا در پاسخ به نقد ها به کار میرود . چنین برچسب هایی حتی اگر درست هم باشند ، هرگز خللی در بیان های منطقی یک اندیشه ایجاد نمی کنند . قرون وسطایی بودن یک اندیشه هرگز مستلزم نادرستی یا درستی آن نیست . همانطور که نو بودن یک فکر مستلزم درستی یا نادرستی آن نیست .

 

آغاز کردن از خود :

 

«ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید ؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید . » ( صف (61) : 3-2 )

 

پیامبر اکرم : " خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است "

 

اگر ما واقعا به قصد اصلاح و رفع نقایص به نقد اندیشه ها یا رفتار های دیگران می پردازیم بهتر است از خود شروع کنیم و پیش از هر کس دیگری به اصلاح و نقد خود بپردازیم .

 

منبع : آیین زندگی اخلاق کاربردی به قلم احمد حسین شریفی

 

ارادتمند

آبان

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 14:51  توسط آبان  | 

Google


در كل اینترنت
در بهترین های آبان