تبليغاتX
بهترین های آبان - موسيقی آذربايجان

بهترین های آبان

بهترین ها را اینجا بخوانید !

 

موسيقی  آذربايجان

مردم آذربايجان ، مردمی اصيل و هنرپروند . موسيقی جايگاه ويژه ای در دل همه ی آنها ، از روستايی و ايلياتی گرفته تا شهرنشين دارد و روح تك تكشان با صدای ساز و آواز و داستان سرايی عاشق ها پيوند خورده است و از شنيدن آن در هر كجا كه باشند احساس غرور و شعف می كنند .

موسيقی عاشقی آذربايجان ، غنی ترين نمونه و ادبيات و فرهنگ شفاهی آذربايجان است . درباره و پيشينه و
 اوزان ها و گوسان ها بايد گفت كه اوزان ها خنياگرانی بودند كه در گذر زمان خود را به چندين هنر از جمله شاعری ، نوازندگی و آهنگسازی و داستان پردازی آراسته اند .

گوسان ها كه به نظر می رسد از نظر لفظ با اوزان ها ، شباهت داشته باشد ، در لغت ارمنی به معنای خواننده ،
 نوازنده و دلقك به كار رفته است . اين داستان ها و ترانه های عاميانه از گذشته های دور، ميان عاشق ها رواج داشته است . قديمی ترين منبعی كه از اوزان ها می توان نام برد، كتاب دده قورقود است .

اين كتاب قديمی ترين كتاب تركی تلفيقی از نظم و نثر به صورت داستان است و تاثير زيادی در سنت داستان
 سرايی آذربايجان گذاشته است .

عاشق ساز می زند ، نغمه و داستان می سرايد و با خواندن شعرهای حماسی ، احساسات پاك و انسانی و
 آزاديخواهانه را در روح و جان مردم زنده می كند و در اغلب داستان های رمانتيك ( افسانه ای ) مانند اصلی و كرم ، عاشيق غريب ، عاشيق امراه ، عباس و گولگز ، عاشيق قربان و ... قهرمان اصلی داستان خود ، عاشق است . جالب است كه يكی از اين داستان ها با مضمون دويدن عاشق از پی معشوق و گريز معشوق و تغيير شكل يافتن او ، در فرانسه هم معروف است و sesohpromatemsednosnahc ناميده  می شود كه ميسترال ، شاعر مشهور، دوباره آن را به نظم درآورده است . نقل انواع شعرهای قطاری نيز در ميان عاشق ها مرسوم است و بلندترين آنها شعری است كه در آن زندگی آدمی از روز تولد تا خانه و گور توصيف شده است .

عاشق ها از دل روستا و ايل و عشاير برخاسته اند و بيان كننده و افكار و آرزوهای مردم عادی اجتماع اند و
در واقع حرف دل آنها را می زنند . اصول كارشان ، بداهه نوازی است و معمولا_ آشنايی با نت و علم موسيقی ندارند و نوازندگی و خوانندگی از پدرانشان سينه به سينه با گوش كردن و به خاطر سپردن به آنها رسيده است . اما موسيقی آذربايجان تنها به اين دسته از عاشق ها محدود نمی شود بلكه موسيقی ملی و علمی هم دارد و موسيقيدانان و آهنگسازان بسياری را در سطح جهانی مطرح كرده است .

تاريخچه آن به قرن ۱۹ و خيلی پيش تر از آن می رسد اما از قرن 19 حيات ادبی و صنعت موسيقی آذربايجان
 پيشرفت زيادی كرده است و در نتيجه و آشنايی نزديك با فرهنگ و تمدن كشورهای اروپای غربی ، علم و هنر آن با مضمون و خصلتی شرقی شروع به رشد نمود. در جريان پيشرفت فرهنگ و ادبيات آذربايجان در قرن 19، اسم و آوازه و تارزن هايی چون صادق جان ، خوانندگانی چون عبدالباقی و عاشق هايی چون نجفقلی در گوشه و كنار قفقاز پيچيده وشهرت بسزايی كسب كرده بود .

تغييرات سياسی ، اجتماعی و ادبی قرن 19، در بسياری از شهرهای آذربايجان خودنمايی می كرد. يكی از اين
شهرها شوشا بود . آوازه و اين شهر به علت داشتن طبيعت زيبا و افسونگر و فرهنگ مترقی نه تنها در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز پيچيده بود . ادبيات و موسيقی اين شهر توجه سياحان ، اديبان و موسيقی شناسان كشورهای اروپای غربی ، روسی و ساير ملل را جلب كرده بود . تابستان ها از گوشه و كنار قفقاز ، شعرا ، نمايشنامه نويسان ، آهنگسازان و موسيقيدانان در آن جا جمع می شدند و در اجرای برنامه های تئاتر ، كنسرت و مجالس جشن و عروسی شركت می كردند .

شهر شوشا مسكن استعدادهای درخشانی در موسيقی و شعر بود و چهره هايی همچون قاسم بيگ داكر ،
ميرمحسن نواب و ميرزاصادق اسداوغلو ، نجف بيگ وزيراف ، خورشيدبانو ناتوان و مشهدی جميل و ... نه تنها در آذربايجان بلكه در جاهای دورتر از آن نيز مشهور و شناخته شده بودند . در اين خصوص موسيقی شناس مشهور و- دينوقرادوف برای موسيقی شهر شوشا كه از شهرهای باصفای قره باغ محسوب می شد ارزش والايی قائل شده و می نويسد :

تاريخ موسيقی آذربايجان به وسيله ی هنرمندان شوشا خلق شده است اين هنرمندان موسيقی خود را نه تنها در وطن خود بلكه در ساير ممالك خاوری شناسانده اند .

جا دارد از مجالس موسيقی - ادبی قرن ۱۹ كه در شهر شوشا برپا می شد سخن به ميان آيد :

در سال های 1910 - 1872 مجلس فراموشان و يا مجلس خاموشان به رهبری موسيقيدان معروف ميرحسن نواب و همچنين در سال های 1897 - 1864 مجلس انس به رهبری شاعر معروف آذربايجان خورشيدبانو ناتوان فعاليت گسترده ای داشتند و در ترقی موسيقی آذربايجان نقش بسزايی را ايفا نمودند .

در سال 1921 كنسرواتور به پيشنهاد حاجی بيكوف با هدف تحصيل اختصاصی موسيقی ، تربيت متخصصان
 موسيقی اعم از نوازندگان اركستر ، معلمان موسيقی ، خوانندگان و آهنگسازان و غيره تاسيس شد و در آن پنج رشته پيانو، هنرهای آوائی ، نوازندگی اركستر، آهنگسازی و شعبه و موسيقی شرق شروع به فعاليت نمود. در بهار 1922 كنسرواتور به صورت آموزشگاهی مستقل تكنيكوم موسيقی ترك تشكيل شد و مديريت آن به حاجی بيكوف واگذار گرديد.

اين تكنيكوم در به وجود آمدن كادر موسيقی ملی نقش بزرگی ايفا كرد . در سال اول تعداد هنرجويان به هزار نفر
 رسيده بود. خيلی از هنرجويان آذربايجانی بعدها موسيقيدانان برجسته ای شدند .

در اين سال ها هنرجويانی كه در كلاس تار تحصيل می كردند ، تئوری موسيقی را ياد می گرفتند ، با تاريخ ادبيات موسيقی دنيا آشنا می شدند و در اركستر سازهای ملی شركت می كردند . در تكنيكوم برای اولين بار برنامه و درس برای شعبه و سازهای ملی از طرف اوزيير حاجی بيكوف تعيين و تشكيل گرديد . اين برنامه ها برای كلاس های تار، كمانچه و مقامات تكنيكوم موسيقی در نظر گرفته شده بود. در برنامه و كلاس های تار ، مشق های مخصوص نت ، مقامات ، گام ها و آثار آهنگسازان ، ترانه ها و رقص های آذربايجانی در نظر گرفته شده بود . از وقايع مهم حيات تكنيكوم موسيقی ترك ، به نمايش گذاشته شدن كمدی موزيكال آرشين مال آلان اثر اوزيير حاجی بيكوف با اشتراك هنرجويان در 22 ماه مه 1926 بود . اين اثر در محل اپرا و تئاتر ميرزا فتحعلی آخونداف به تماشا گذاشته شد . اين گروه متشكل بود از هنرجويان رشته تار ،  كه در كلاس حاجی بيكوف تحصيل می كردند .

بسياری از اين موسيقيدانان و آهنگسازان از جمله صادق جان ، حاجی بيكوف و ... تغييراتی نيز در سازها و

دستگاه ها و گوشه های موسيقی دادند و سازها و دستگاه هايی خاص موسيقی آذربايجان به وجود آوردند . از جمله ، تغييراتی كه ميرزا صادق جان در تار ايجاد كرد . اين شخص نوآور ، برای اولين بار در شكل كاسه های تار تغييراتی به وجود آورد ، منظور وی از اين تغييرات تقويت صدای آن و همچنين نگاه داشتن و نواختن آن روی سينه بوده است . صادق جان كاسه و تار را نسبتا_ عميق كند ، از وزن آن كاست ، قطر كاسه و آن را وسعت بخشيد و شكل كاسه و آن را به شكل بيضی درآورد . اين گونه تغييرات باعث به وجود آمدن دو كيفيت تازه در تار شد . يكی اين كه باعث تقويت فيزيكی صدای تار شد و ديگر اين كه چون كاسه و بزرگ تار به اندازه 100 ميليمتر از بالا به طرف عقب مايل بود ، نواختن آن بر روی سينه امكان پذير نبود . در تار جديد با ازميان برداشتن اين انحنا امكان بر روی سينه نواختن به وجود آمد و در نتيجه امكان بهتر نواختن آن عملی شد .

ميرزاصادق تغييراتی نيز در محل جفت شدن دسته با كاسه به وجود آورد ، قبل از آن دسته و تار يكسره به
كاسه متصل می شد يا اين كه دسته به وسيله و تكه ای از آهن به كاسه بسته می شد ، با اين حال در تار جديد كه ميرزاصادق جان سيم های آن را زياد كرده بود به علت كثرت سيم ها ميان دسته و كاسه تار خميدگی ايجاد می شد كه باعث ناموزون شدن صدای پرده های تار می شد . ميرزاصادق به خاطر رفع نقصی كه از كثرت سيم ها ناشی می شد دسته ی تار را در دسته ی كوتاهی كه از خود كاسه بيرون می آمد ، فرو برد و با آن جفت كرد .

 ضمنا_ اين چوب از خميدگی مورد بحث جلوگيری می كرد . تا آن زمان در هيچ يك از آلات موسيقی مشرق زمين اين كيفيت موجود نبود . تغييرات به عمل آمده در تار در عالم موسيقی شرق يك نوع نوآوری محسوب می شد . ترتيب قرار گرفتن سيم ها ، نقش بزرگی در صنعت موسيقی آذربايجان و مخصوصا_ در اجرای مقامات ايفا كرده است . سيم های تازه ای كه صادق جان به تار اضافه كرده بود ، سيم های زنگ بودند كه به سيم های آليكوت معروف شدند . سيم های آليكوت در اجرای موسيقی حرفه ای و مقامات ( دستگاه های ) آذری نقش مهمی دارند . هنگام اجرای ملودی ، از اين سيم ها در صورت لزوم به طور هماهنگ استفاده می شود . در سال های بعد سعيد رستم اف آهنگساز آذربايجانی يك عده دستگاه ها و مقام های ضربی را برای تار ، كمانچه و بالابان و نيز اركستر آلات موسيقی ملی تنظيم كرد ، اين مقام ها عبارتند از : سه گاه زابل ، چهارگاه ، بيات شيراز ، شور ، همايون ، شوشتر و حيراتی و ...

تاری كه صادق جان ساخت و توسعه داد ، از نيمه دوم قرن نوزدهم از تركيبات مختلف گروه های آلات موسيقی
 ملی جدا شد و با كمانچه ، قاوال (دف ) و خواننده كه دف را هم او می نواخت ، گروه ديگری تشكيل داد . اين گروه نوازندگان خدمات بزرگی در ترقی موسيقی حرفه ای و ملی آذربايجان داشته و در تاريخ موسيقی با نام نوازندگان سه نفری شناخته شده اند.

در اين گروه های سه نفری ، تار نقش رهبر را در نواختن مقام به عهده دارد و در هنگام نواختن مقام ،
 راهنمای خواننده است و به گوشه ها و نفس های خواننده به موقع جواب می دهد و ملودی يا گوشه ای را كه خواننده خواهد خواند به او يادآوری می كند و در حقيقت خواننده را به خواندن وا می دارد .

آوازه و اين گروه نوازندگان نه تنها در آذربايجان بلكه در خارج از مرزهای آن نيز پيچيده است . بينوقرادوف
، موسيقيدان مشهور در كتاب خود گروه های سه نفری را با گروه های نوازندگان اروپايی مقايسه می كند و نشان می دهد كه در واقع نقش و اهميت آنها كمتر از گروه های نوازندگان درجه و يك اروپا نيست . گروه های سه نفری تنها به نواختن ملودی اكتفا نكرده بلكه ضمن همراهی خواننده ، در جای خود از عناصر چند صدايی هم استفاده می كنند .

از سازهايی كه در موسيقی آذربايجان استفاده می شود غير از كمانچه ، تار و دف كه قبلا_ به آنها اشاره شد
 می توان قوپوز (كه ساز اصلی عاشق های آذربايجان شرقی است ) ، بالابان (كه شبيه به نی و آواز آن غمگين است ) ، قارمان ، قاوال يا دف ، قره نی ( کلارینت ) ، تنبك و رباب تركی (كه در همان ديار به کمانچه مشهور است ) ، را نام برد و در اركسترهای موسيقی ملی علاوه بر اينها گاهی از پيانو ، آكاردئون و قانون نيز استفاده می شود .

قانون ، سازی تخته ای و ذوزنقه ای شكل كه عمق آن در حدود چهار انگشت است . مفتول های زهی بر آن می
 بندند و از هر سه وتر ، يك آهنگ استخراج می شود و شباهتی به سنتور دارد . برای نواختن اين ساز به جای مضراب ، دو انگشتانه فلزی كه در سبابه هر دست جای ناخن را می گيرد به كار می رود . وجود شيطانك متحرك اين ساز و نرمی سازهای زهی ، قانون را برخلاف سنتور به كوك ثانوی نيازمند نمی سازد ...

منبع ( در متن اندکی تغییرات به وجود آورده ام )

 

ارادتمند

آبان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/22ساعت 1:9  توسط آبان  |